تبلیغات
من و کودکم

«در کتاب راهنمای فرزند پروری موفق نوشته دان دینک میر گری مکی و دان دینک میر مطلبی خواندم که به نظرم خیلی جالب آمد. به طور خلاصه برای شما عزیزان می نویسم .»

بسیاری از والدین تصور می کنند به فرزند خود اطمینان خاطر می دهند، حال آنکه فقط آنها را تحسین و تشویق می کنند. اما چه بسا که تحسین، دلسرد کننده باشد یعنی تأثیری متضاد با اطمینان داشته باشد.

تحسین نوعی جایزه است

تحسین و تشویق نوعی جایزه است. کودکان ممکن است از راه رقابت و برنده شدن یا با مقایسه شدن با دیگری جایزه به دست آورند. تحسین کودک توسط والدین، همان ارزشمند قلمداد شدن از جانب والدین است.

تحسین چه چیز را می آموزد؟

کودکان یاد می گیرند که با تحسین شدنشان،دیگران را خوشحال کنند. هیچ اشکالی ندارد که بتوان دیگران را خوشحال کرد، اما تکرار تحسین ها این باور را در کودکان ایجاد می کند که وظیفه دارند دیگران را خوشحال کنند و تصور می کنند که این تنها راهی است که می توانند درباره احساس ارزشمند بودن خود به شک بیفتند. حتی ممکن است تا آنجا پیش برنند که فکر کنند که این تنها راهی است که می توانند احساس ارزشمند بودن داشته باشند.

کودکان این را هم یاد می گیرند که بیشتر و بیشتر تحسین بخواهند. وقتی آنها را تحسین نکنند، ممکن است نگران شوند و درباره ارزشمند بودن خود به شک بیفتند. حتی ممکن است تا آنجا پیش بروند که فکر کنند تحسین نشدن یعنی انتقاد شدن!

اطمینان خاطر دادن نوعی هدیه است

اطمینان خاطر دادن والدین به کودکان باعث می شود آنها به خاطر هر آنچه هستند و هر که هستند، احساس ارزشمند بودن نمایند.این کار به آنها دل و جرأت می دهد خودشان رابپذیرند و احساس لیاقت پیدا کنند. این امر عزت نفس آنها را پرورش می دهد.

در تحسین، واژه هایی به کار می رود حاکی از قضاوت و داوری

(چه کودک خوبی هستی!) با این حرف ساده که نمی شود زندگی کرد. با شنیدن این حرف ممکن است کودک فکر کند: (آیا باید همیشه خوب باشم ؟) اگر خوب نبودم چی، آنوقت بد هستم؟ آیا وقتی کاری را که پدرم می خواد انجام نمی دهم، باز هم آدم با ارزشی هستم؟

زبان اطمینان خاطر بخشیدن

اطمینان دادن، زبان خاص خود را دارد. نمونه های این زبان را ببینید:

- متشکرم، کمک بزرگی کردی.

- من به قضاوت تو اطمینان دارم.

- کار دشواری است. اما فکر می کنم که تو از عهده اش بر می آیی.

- در آن مود خوب کار کرده ای.

- در محاسبه اعداد اعشاری داری روز به روز بهتر می شوی.

- تو از عهده انجان آن کار بر می آیی.

«به طور خلاصه می توان گفت به جای تحسین و تشویق بهتر است که از روش اطمینان خاطر دادن به فرزند خود استفاده کنید.»

   


بیش فعالی

سه شنبه 2 شهریور 1389 نویسنده: izadi | نوع مطلب :روش های تربیت کودک ،

کودکان مبتلا به بیش فعالی به عنوان افرادی بی قرار، ناآرام و ناتوان در نشستن توصیف شده اند. این کودکان همیشه در حال رفتن هستند و نمی توانند به آرامی بازی کنند و در زمینه تغییر دادن خود از فعالیتهای آزاد به ساخت یافته ناتون می باشند.

در ارتباط با همسالان با مشکل مواجه می شوند. آنان با قانون شکنی و پرخاشگری اغلب باعث می شوند همسالان دیدگاهی منفی نسبت به ایشان داشته باشند.

در هر دو جنس دختر و پسر بیش فعالی وجود دارد اما در پسران بیشتر مشاهده می شود. در همه طبقات اجتماعی این مشکل وجود دارد اما در طبقات اجتماعی پایین تر تا حدی بشتر است.

هیچ علت خاصی در این زمینه وجود ندارد. آمادگی های تعیین شده ژنتیکی، آسیبهای و بدکاری مغزی، برنامه غذایی و مواد سمی و عوامل محیطی همه در این زمینه نقش دارند.

ADHD یا همان (بیش فعالی یا کمبود توجه) چهار نشانه عمده دارد:

1-  توجه و دقت گزینشی: در این حالت کودک وقتی به چیزی یا کسی توجه یا دقت نشان می دهد که خودش دلش بخواهد.

2-  حواس پرتی: در این حالت کودک در تمرکز حواس مشکل دارد، بخصوص در مواردی که ارتباط اشیاء، افراد و ... برای او واضح و آشکار نیست.

3-   شتاب زدگی: در این حالت کودک قبل از آنکه فکر کند، عمل می کند و معمولاً رفتارش آنی و نسنجیده است.

4-  بیش فعالی: در این حالت کودک آنقدر ناآرام و بی قرار است و بیش از حد بالا و پایین می پرد که اگر از یک عکاس بخواهید عکسی از او بگیرد، ممکن است نتواند عکس صاف و روشنی تهیه کند.

پدر و مادر با چنین کودکانی چگونه باید رفتار کنند؟

در دوران شیرخواری: مادر باید چنین کودکی را در دوران شیرخواری به پستانک عادت دهد( اگر کودک قبول کند) و او را در گهواره بگذارد و آن را تکان دهد و همیشه دور پاهای او را بپیچد تا دست و پاهایش نه فقط گرم گردد ، بلکه کودک کمتر بتواد دست و پای خود را حرکت دهد و آرام بگیرد و بیشتر به خواب برود.(رفتار من با کودک من ، دکتر جواد فیض)

دوران قبل از مدرسه: پدر و مادر در هنگام بدخلقی کودک باید صحنه را ترک کنند تا کودک آرامش خود را به دست آورد، سپس در حالی که او در آرامش است برگردند و کودک را در بغل گیرند. کودکان همان طوری که همه چیز ار از پدر و مادر یاد می گیرند، کنترل کردن خود را نیز از والدین خود یاد خواهند گرفت.

پدر و مادر باید به چنین کودکانی کارهایی را واگذار کنند که برای او مشکلی نباشد و در انجام آن کار موفق گردد و پس از موفقیت در آن کار او را با زبان تشویق و ترغیب کنند و حتی به او گاه به گاه جایزه بدهند. (رفتار من با کودک من، دکتر جواد فیض)

   


خواب کودک

سه شنبه 28 اردیبهشت 1389 نویسنده: izadi | نوع مطلب :روش های تربیت کودک ،

بچه های کوچک احتیاج به خواب کافی و استراحت منظم دارند. وقت خواب ویژه و صحبت کردن های مطبوع و منظم هنگام خوابیدن، تاثیری مثبت بر رفتار دارد. این عوامل برای رشد سلامت بچه لازم و اساسی است.

بسیاری از شیرخواران وقتی احساس نیاز می کنند، به طور منظم و مشتاقانه به خواب می روند. حتی بچه ای زرزرو را می توان با زدن به پشتش، یا به آرامی اورا برای لحظاتی تکان دادن، کمک کرد تا بخوابد. وقتی شیرخواران به سال های نوپایی و پیش دبستانی پای می نهند، اغلب این عقیده را که باید به موقع به رختخواب برون، به سختی می پذیرند. آنان ممکن است با طرح تقاضاهایی مثل خواستن یک لیوان آب، بغل کردنی دیگر، توالت رفتن یا تعریف کردن یک داستان دیگر در برابر به موقع خوابیدن مقاوت کنند. آنان ممکن است بخواهند بعضی از مسایل تخیلی یا ترس را به بحث بگذارند، یا ممکن است به جای یک چرت کوتاه، بعد از ظهر را طولانی یا دیرخوابیده باشند.

والدین می توانند با به کار بردن گام های مشروح در زیر، گفتگوی پیش از خواب را ساده و کوتاه کنند:

 

·    کمی قبل از وقت خواب با فرزندتان صحبت کنید. به او بگویید می دانید او به اندازه ی کافی بزرگ شده است که تنها بخوابد و شما در کنارش نخواهید ایستاد.

·          خواب بعد از ظهر را زود شروع کنید و نگذارید بیش از یک ساعت و نیم بخوابد.

·    هرگونه تقاضایی را که امکان دارد در موقع خواب مطرح کند، پیش بینی کنید. زمانی که شما همه نیازها و درخواست های احتمالی او را فراهم کرده باشید، به فرزندتان با مهربانی و قاطعانه بگویید که این آخرین شب بخیر است. سپس از کنار او بروید به ترتیبی که بیشتر درگیر نشوید.

·    قبلا به او بگویید که خواندن یک ترانه یا یک داستان، آخرین مورد خواهد بود و پس از آن شما اتاق را ترک خواهید کرد.

·    هنگامی که فرزندتان را در رختخوابش گذاشتید، قبل از آن که به خواب برود، به صدا کردن های او برای جلب توجه اهمیت ندهید.

اگر فرزندتان در طول شب بیدار می شود، شروع به گریه می کند و در رختخواب خودش نمی ماند، رهنمودهای زیر ممکن است مفید واقع شود:

 

·    اطمینان حاصل کنید که فرزندتان مریض نیست، به طور جدی از چیزی نترسیده است، احتیاج به تعویض پوشک ندارد و تشنه نمی باشد.

·    او را در رختخواب خودش بگذارید و اتاق را ترک کنید. او را به رختخواب خودتان نیاورید و در کنارش در رختخواب او دراز نکشید.

·    این فرآیند را تا حد لازم به صورت قاطعانه، صبورانه و مهربانانه تکرار کنید. شما باید این عمل را هر شب کمتر و کمتر کنید.

«والدین و کودکان زیر شش سال: ترجمه مجید رئیس دانا»

 

   


آموزش کنترل ادرار

سه شنبه 28 اردیبهشت 1389 نویسنده: izadi | نوع مطلب :روش های تربیت کودک ،

کوشش در یاددهی کنترل ادرار پیش از موعد، باعث دلسردی بچه و والدین می شود معمولا بچه ها تا دو سالگی یا دیرتر، از نظر بدنی به اندازه ی کافی رشد نکرده اند که مدفوع و ادرار خود را کنترل کنند این بدان معنی است که آموزش ادرار باید زمانی بین دو تا سه سالگی انجام شود. به آمادگی فرزندتان توجه داشته باشید. نکته ی حائز اهمیت این است که بچه ها را در هر یک از مراحل آموزش کنترل ادرار تحت فشار نگذارید.

وقتی به فرزندتان آموزش کننترل ادرار می دهید می توانید گام های اساسی زیر را دنبال کنید:

·    برای دمدفوع و ادرار بچه های کوچک اسمی ساده بگذارید. این اسامی به بچه ها کمک می کند که بفهمند شما راجع به چه چیز صحبت می کند. وقتی شما پوشک کثیف را عوض می کنید، ممکن است بگویید: (آذر در پوشکش اَه کرده است). سپس به او یاد دهید که وقتی مدفوع دراد، چه کار می کند: (آذر داره تو پوشکش اَه می کنه.)

·    اگر فرزند شما دیده که مردمان دیگر از توالت استفاده می کنند و او هم سعی در تقلید کردن دارد، ممکن است آمادگی استفاده از لگنچه را پیدا کرده است. یک لگنچه برایش تهیه کنید. چند روزی حواستان باشد و ببیند آیا آمادگی استفاده از آن را داد. ابتدا او را تشوق کند  که به صورت معمول روزی یک بار روی آن بنشیند. بچه را تحت فشار نگذارید که حتما ادرارش را در آن لگنچه کند سپس از او بخواهد در طول روز چندین بار روی آن بنشیند. در صورت امکان ترتیبی دهید که نشستن روی لگنچه تقریباً با زمان تخلیه ی عادی او همزمان شود.

·    وقتی فرزندتان برای چند هفته ای با موفقیت از لگنچه استفاده کرد، گام بعدی آموزش شلوار پوشیدن است. اگر بخواهید فرزندتان را در این مراحل هل بدهید، ممکن است وحشت زده یا ناراحت و یا دچار سانحه ای شود. در مورد اشتباهات و پسروی ها ناراحت نباشید. (اتفاقی است که افتاده. تو می تونی شلوار تمیز بپوشی یا امتحان کنی) کنترل ادرار معمولا زودتر از کنترل مدفوع صورت می گیرد. کنترل روزانه معمولا زودتر از کنترل شبانه اتفاق می افتد.

·    بعضی مواقع پیشنهاد راه چاره ای ویژه به مشکل خیس کردن رختخواب کمک می کند: «چطوره قبل از آن که به رختخواب بری، این یک لیوان آب را نخوری؟» فرزندتان را برای بردن به توالت بیدار نکیند. بیدار کردن اولا او را تحت فشار می گذارد، ثانیا احساس مسوولیت بیدار شدن را از او سلب می کند.

اغلب بچه ها در سومین سالروز تولدشان آموزش کنترل ادرار را آموخته اند. معمولا پسرها برای کنترل ادرار بیش از دخترها احتیاج به زمان دارند. هنگام اتفاق های ناگوار، نه اشتباهات بزرگ، موقتا به عقب برگردید. به بچه کمک کنید که خود را تمیز و خشک نگه دارد و علاقه و حساسیت خود را به این امر نشان دهید:« تو حتما از این اتفاق خیلی ناراحتی.»

 

   


بازی

چهارشنبه 1 اردیبهشت 1389 نویسنده: izadi | نوع مطلب :تولد تا دو سالگی ،

برای ما بزرگسالان، بازی چیزی اضافه بر کار معمول روزانه است و هیچ گاه اولویت اول را در کارهای روزانه به بازی نمی دهیم. اما برای کودک، بازی کردن کار بسیار مهم و قابل توجه ای محسوب می شود. در واقع، بازی کردن به کودک کمک می کند تا با وسایل گوناگون اطرافش آشنا شود و بیاموزد که این چیزها، هر کدام چه مشخصات و خاصیتی دارند. در این زمان، کودک یاد می گیرد که چگونه از بدن خود برای استفاده درست از این وسایل بهره بگیرد. همچنین متوجه می شود که با انداختن اسباب بازی بر روی زمین یا حرکت آن در جهت های گوناگون، چه اتفاقی رخ می دهد. کودکان به طور ذاتی به دنبال کشف و یادگیری هستند و بازی زمینۀ این کار را برای آنان فراهم می آورد. اگرچه ممکن است این اعمال، از نظر افراد بزرگسال، سرگرمی بچه گانه ای به حساب آید، ولی برای کودکان کار مهمی تلقی می شود. بازی کردن نیازهای کودک را در زمینه های فکری تأمین می کند، لذت و شادی را برای او به ارمغان می آورد و سبب می شود که فرزندمان در زمان بازی، لحظات خوشی داشته باشد.

والدین باید در زمینۀ خرید اسباب بازی و نوع بازی، به نظر خود کودک و انتخاب او، اهمیت بدهند و به صرف عالی بودن آن اسباب بازی از نظر خودشان، آن را انتخاب نکنند. در این هنگام، مادر باید اجازه دهد کودک، خود نوع اسباب بازی را انتخاب کند؛ چون فرزندش دقیقاً می داند که در آن زمان به چه وسیله ای نیاز دارد و تمایل به بازی کردن با آن را دارد. مهم است بدانیم که اغلب اوقات، آنچه والدین در اختیار کودک قرار می دهند، همان چیزی نیست که خود او می خواهد و حتی ممکن است کودک، وسایلی را برای بازی کردن انتخاب کند که اسباب بازی محسوب نمی شود. در این زمان، بهترین کاری که مادر و پدر می توانند انجام دهند، این است که از نزدیک کودک را تحت نظر داشته باشند و به او فرصت دهند که با هر آنچه دوست دارد، بازی کند.

تعجبی ندارد که اغلب کودکان، به جای بازی کردن با وسایلی که پدر و مادر برای سرگرم کردن آنان خریداری کرده اند، به ابزاری رو می آورند که خود والدین با آنها کار می کنند. بعضی از بچه ها، به ماهی تابه، قابلمه و کاردک علاقه نشان می دهند و آنها را به هم می کوبند و صدا تولید می کنند. عده ای نیز به وسایل خانه، همچون کنترل از راه دور تلویزیون، ظرف های آشپزخانه، قاشق های اندازه گیری و ...  علاقه دارند.

پدر و مادر باید قبل از دور ریختن وسایلی که به نظر غیر قابل استفاده می رسد، آنها را به کودک نشان دهند؛ چون همین چیزها ممکن است همچون وسیلۀ بازی جدیدی، تا ساعت ها او را سرگرم کند.

(کلیدهای پرورش فرزند شاد، نویسنده لیزا مک کرت، مترجم: منیره نادری)

*بازی های مفید برای کودکان 6 تا 12 ماه

شش تا هفت ماهگی

کتاب ها یا اسباب بازی هایی که تصاویر یا اشکال برجسته از آن بیرون می آیند برای کودک بسیار جالب هستند. هنگام بازی با کودک، چنانچه این اشکال حیوان هستند، صدای آنها را تقلید کنید.

- حباب ها

اسباب بازی ها ی حباب ساز در عین ارزان بودن شادی فراوانی تولید می کنند. هنگام بازی به کودک اجازه ندهید به ظرف یا دسته آن چنگ بزند.

- عروسک های انگشتی

فعلاً از عروسک های انگشتی ای استفاده کنید که اندازه دست خودتان باشد و اجزای آن نیز کاملاً ایمن و استاندارد باشد.

هفت تا هشت ماهگی

- فنجان پلاستیکی در اندازه مختلف

فنجان پلاستیکی با اندازه مختلف برای او بخرید که رنگ های روشن و متضاد داشته باشند و به درون هم بروند.

- اسباب بازی آهنگین، صدادار و فشاری

کودکان از اسباب بازی هایی که با فشار صدا م یدهند، خوششان می آید. همچنین از شنیدن یک صدا یا آهنگ کوتاه که بارها تکرار شود، لذت می برند. اسباب بازی هایی بخرید که کودک به راحتی در دست بگیرد و با آن بازی کند.

- لالایی

اگر کودک شما از آوازهای آشنایی که برای او می خوانید لذت می برد می توانید چند آهنگ را روی نوار ضبط کنید یا وقتی آرام است یک نوار لالایی برایش بگذارید. بقیه اعضای خانواده را هم تشویق کنید داستان یا آواز برایش ضبط کنند و گاهی آنها را پخش کنید.

هشت تا نه ماهگی

اسباب بازی های فشاری

اگر کودک شما اسباب بازی های دکمه دار دارد، او را تشویق کنید که دکمه ها را فشار دهد.

- وسایل خانگی

هنگامی که شما در آشپزخانه مشغول هستید، ممکن است کودک دوست داشته باشد با برخی وسایل ساده و بی خطر آشپزخانه بازی کند. به اجازه بدهید با وسایلی مانند ظرف سس پلاستیکی، کاسه پلاستیکی و قاشق های چوبی بازی کند.

- پیانوی اسباب بازی

پیانو یا زولوفون از جمله اسباب بازی هایی هستند که می توانند همیشه در کنار کودک باقی بمانند. در حال حاضر، او از صداهای گاه به گاهی که از آن در می آورد لذت می برد و در همان حال بر مهارت هیا شنیداری خود می افزاید.

نه تا ده ماهگی

- اشیای خانگی

اشیای بسیار ساده خانگی برای کودک لذت فراوانی ایجاد می کنند. برای مثال ممکن است دوست داشته باشد، یک پرتقال را از یک جعبه مقوایی بردارد و دوباره آن را به درون جعبه بیندازد یا لباس های خشک را از سبد لباس پلاستیکی در بیاورد و عروسک و اسباب بازی خود را دون آن بگذارد.

- کتاب های لمس کردنی

اینگونه کتاب ها که در صفحه قبل به آن اشاره شد به کودک دید جدیدی در مورد جهان می دهد.

اگر از این کتاب ها استفاده می کنید کتابی را انتخاب کنید که محکم ساخته شده و تصاویر آن روشن،  شفاف و واضح باشند و نوع تصاویر هم جالب باشد.

ده تا یازده ماهگی

- جعبه پست

جعبه های پست (همان جعبه هایی که می تواند چیزی را رد آن بیندازد) باید محکم و با اشکالی که می خواهد در آنها بیندازد، هماهنگ باشد. دقت کنید این اشکال آن قدر ریز نباشد که او بتواند آنها را در دهان خود بگذارد.

- کتاب های مقوایی

مجموعه ای از کتاب ها ی مختلف به کودک نگاه جدیدی از جهان می دهد. از کتاب هایی که از دوام کافی برخوردار است و تصاویر روشن و واضح دارند، استفاده کنید.

- تلفن اسباب بازی

کودک از اسباب بازی های تقلیدی مثل تلفن ـ مخصوصاً آنهایی که صدا دارند ـ لذت می لرد. سعی کنید یک تلفن بی خطر و خوب برایش بخرید.

یازده تا دوازده ماهگی

-  بازی قطار

اگر کودک فعالانه به این سو و آن سو می رود، احتمالاً از اسباب بازی ای که بتواند به دنبال خود بکشد لذت می برد. این نوع اسباب بازی به شکل قطار یا حیواناتی که به متصل باشند و زیرشان چرخ داشته باشد در بازار موجود است.

- اسباب بازی های نرم

این نوع اسباب بازی ها مثل گنجی برای او هستند. عروسک هایی برایش انتخاب کنید که توجه او را جلب کنند.

- شعر های کودکانه

کتاب و آهنگ کودکانه لذت زیادی برای او به ارمغان می آورد و برای کمک به رشد زبان او خیلی مهم هستند.

 (کودک از شش تا دوازده ماهگی، نویسنده: تریسیی گادریج، مترجم: فاطمه صهبا)

 

   


کودک شما در این سن یاد می گیرد خوب بنشیند. قاشق خود را محکم در دستانش بگیرد و طی چند ماه آینده که می فهمد خودش می تواند غذا بخورد. در وعده های غذای خانواده شرکت فعال خواهد کرد. هنگامی که همه اعضای خانواده با هم غذا می خورند. برای او بسیار خوشایند است. از این به بعد، غذا خوردن برای شما هم آسان تر خواهد شد چون او دیگر به تدریج می تواند درکنار شما بنشیند و از همان غذاهایی که شما میل می کنید، بخورد.

غذاهای مفید برای کودک

کودک در روز حداقل باید یک تکه ماهی، گوشت، تخم مرغ و مقداری عدس یا لوبیا میل کند. چون این غذاها دارای مقدار کافی پروتئین و آهن هستند. وقتی کودک شش ماهه می شود ذخیره آهن موجود در بدنش به پایان می رسد و شیر به تنهایی نمی تواند آهن مورد نیاز روزانه او را تأمین کند. سعی کنید، هر روز غذاهایی به او بدهید که هر چهار دسته غذایی را شامل باشد:

*محصولات لبنی

محصولات لبنی نظیر پنیر، ماست یا پنیر خیلی شل از این دسته هستند. کودک تا یک سالگی هنوز به 500 تا 600 میلی گرم شیر مادر یا شیر خشک در هر روز نیاز دارد. با آنکه تا پایان سال اول نمی تواند شیر گاو را به تنهایی بخورد. ولی شما می توانید از مقدار کم و افزودن آن به غلات شروع کنید.

*مواد نشاسته ای

سیب زمینی، نان، ماکارونی، برنج، رشته فرنگی و غلات مخصوص صبحانه جزو غذاهای نشاسته ای هستند. می توان غذاهایی را که شامل گلوتن هستند، از هم اکنون شروع کرد.

*میوه و سبزیجات

از انواع میوه و سبزی استفاده کنید.

*گوشت و جایگرین های گوشت

می توانید از گوشت نرم ماهی، جوجه یا بره که به خوبی تکه تکه شده باشد شروع کنید. کودک از خودن مقدار کمی عدس یا لوبیای پخته شده هم لذت می برد. تخم مرغ نیز در صورت خوب پخته شدن مناست است: تخم مرغ در دو شکل کاملا پخته یا املت پیشنهاد می شود. وقتی دادن تخم مرغ را شروع می کنید فقط از قسمت زرده استفاده کنید. چون احتمال ایجاد حساسیت به آن کمتر است. بسیاری از متخصصان خوردن سفیده پخته شده تخم مرغ را فقط پس از یک سالگی توصیه می کنند.

غذاهایی که نباید در این سن به کودک داده شود:

*نمک، شکر یا قند و عسل

*میوه های لهیده و نوشابه

اگر می خواهید، به جای شیر در وعده های غذا از آب میوه رقیق شده و بدون شکر استفاده کنید.

*غذاهایی که احتمال فاسد شدن بالایی دارند.

این غذاها شامل بعضی از پنیرها، پاته جگر و تخم مرغ عسلی می شوند.

*آجیل

از دادن آجیل از جمله بادام زمینی به کودک خودداری کنید، مخصوصاً اگر در خانواده سابقه آلرژی وجود دارد.

*غذاهای کم چربی و حجیم

کودکان به غذاهای پرکالری و کم حجم تر نیاز دارند تا انرژی مود نیاز آنان را تأمین کند.

*غذاهایی که ممکن است موجب خفگی شود.

هر نوع انگور، آجیل، پاپ کورن، تکه بزرگ سیب یا هویج خام، نخود نپخته و کرفس از این جمله هستند. حتی همبرگر و هات داگ هم اگر خوب ریز نشده باشند، ممکن است موجب خفگی شوند.

منبع: کودک از شش تا دوازه ماهگی، نویسنده:تریسی گادریج، مترجم: فاطمه صهبا

 

   


معرفی کتاب پیش از بارداری

دوشنبه 23 فروردین 1389 نویسنده: izadi |

*سلامت مادران: قبل از بارداری، بارداری، زایمان، بعد از زایمان، حوریه شمشیری میلانی

* تغذیه دوران بارداری:در دوره قبل از بارداری و بعد از بارداری - آماندا گرانت، اکرم کرمی (مترجم)

*جنسیت فرزند خود را انتخاب کنیم: دختر می خواهید یا پسر؟ - هیزل فیلیپس، تسا هیلتون، فرزانه کریمی (مترجم)

*من وکودک من: جواد فیض انتشارات امیرکبیر. این کتاب تمام مسائل مربوط به بارداری و بچه داری را در بر دارد و کاملترین کتاب در این رابطه است.

*ریحانۀ بهشتی یا فرزند صالح: سیما میخبر، (برنامه اخلاقی، عبادی، پزشکی و تغذیه قبل از انعقاد نطفه تا پایان شیردهی)






   


ویتامین های عشق با فرزندان

پنجشنبه 19 فروردین 1389 نویسنده: izadi | نوع مطلب :روش های تربیت کودک ،

ویتامینهای عشق با فرزندان نوشته منصوره آرام فرد و احمد حلّت از جمله کتابهای جالبی است که در زمینه ارتباط والدین با فرزندان وجود دارید. من از بین 216 نکته ای که در این کتاب آمده 20 نکته را به اختصار در این پست آورده ام. حتما این کتاب را تهیه کنید؛ ضرر نمی کنید.

1-  تا آنجائی که امکان دارد با کودک خود صحبت کنید. در هنگام صحبت، از نامش استفاده کنید. به این نکته اهمیت ندهید که او هنوز معانی لغات را نمی فهمد.

2-  نسبت به گریۀ کودکتان عکس العمل نشان دهید. حتی زمانی که شما اطمینان دارید که پوشک بچه تان خشک و تمیز است و به اندازۀ کافی استراحت نموده است و تازه شیر خورده است، اجازه دهید که احساس کند که شما در کنار او هستید. او را در آغوش بگیرید تا آرامش پیداکند نگران نباشید که او ممکن است با این عمل شما بد عادت و لوس شود.

3-   کودکتان را عادت دهید که در رختخواب خودش بخوابد.

4-  مراسم خواب را برای کودکتان برگزار کنید. به طور ایده آل آماده شدن کودک برای خواب باید شامل نوازش کودک و زمان نزدیکی و محبت بین شما و او باشد. او باید. در این هنگام احساس امنیت و آرامش بیشتری کند. اگر علاقه مند است می توانید برای او کتاب یا ترانه های کودکانه بخوانید.

5-   اوقاتی را با فرزندتان بگذرانید. با این کار کودک احساس می کند که برای شما مهم است.

6-  بچه های خود را نوازش کنید. بچه ها نیاز دارند بطور منظم در آغوش گرفته شود و نوازش شوند. روزی چهار بار در آغوش گرفتن برای بقا، هشت بار در آغوش گرفتنی برای قوت گرفتن و شانزده بار در آغوش گرفتن برای رشد مفید است.

7-   مرتب به بچه هایتان بگویید چقدر دوستشان دارید.

8-  در حضور کودکتان کتاب بخوانید. هر رفتاری را که دوست دارید فرزندتان به طور اتوماتیک انجام دهد در مقابل او انجام دهید. کودکتان دقیقاً رفتارهای شما را کپی برداری می کند.

9-   بتدریج وظایف روزانه را به او محول کنید. با این کار مشا فادات خوبی مثل مسئولیت پذیری، دقت، وقت شناسی و احترام گذاشت به افراد و چیزهای مختلف ار در تمام زندگی او ایجاد می کنید.

10-         از زدن برچسب «خجالتی» به فرزندتان خودداری کیند. والدین وقتی دارند با دیگران صحبت می کنند، گاهی اوقات در جلوی خود کودک بیان می کنند که او خجالتی یا کمرو است واین اشتباهی بزرگ است! در چنین کودکانی که آنها را خجالتی می نامیم، این گرایش ایجاد می شود تا شروع کنند در باره خود به عنون فردی خجالتی فکر کنند و سپس این  نقشه را پذیرفته و کامل نمایند، بدون اینکه بخواهند برای تغییر این وضعیت هرگونه تلاشی کنند.

11-         فرزندتان را برای تعامل داشت با دیگران تشویق کنید. کودکان خجالتی را تشویق کنید تا با دیگران صحبت کرده، به آنها بپیوندد یا با آنها تعامل داشته باشند، چرا که برای آنها شانس تغییر وجود دارد.

12-         فرزندتان را مورد تمسخر قرار ندهید. طرد شدن یا دوری گزینی اجتماعی و تمسخر همگی می توانند در ایجاد رفتار خجالتی نقش داشته باشند.

13-                      به ظاهر خود و فرزندتان اهمیت دهید.

14-         بعضی مواقع اجازه دهید ه فرزندتان آشپزی کند.اگر فرزندتان در آشپزی به شما کمک کند و خودش نوع غذا را انتخاب کند، مسلماً غذای آماده شده ار با اشتهای بیشتری میل خواهد کرد. می توانید او را به سوپر مارکت ببرید تا مواد لازم برای غذای دلخواهش را انتخاب کند و سپس خریداری کنید و ...

15-         به فرزندتان احترام بگذارید. چه زیباست که بدانید فرزندان ما از نظر ارزش انسان بودن با ما مساوی هستند. اگر با آنها مثل یک انسان بی ارزش رفتار کنیم این نگرش برای آنها درونی شده و آنها نیز می آموزند که خود را دوست نداشته باشند.

16-         او را به کشیدن نقاشی تشویق کنید. می توانید کودک را با دادن مداد رنگی و کاغذ، برای نقاشی کردن تشویق نمود. نقاشی در تشکیل شخصیت و روان کودک اهمیت بسزایی دارد به او امکان می دهد تا مسائلی را که به صورت نامنظم برایش مطرح می شود به شکل منظمی درآورد. بعد از اینکه کودکتان نقاشی کشید، نقاشی های او را به دیوار اتاقش نصب کنید. با این عمل شما، کودک احساس لذت و مهم بودن می کند و دوباره تحریک میشود که نقاشی بهتری بکشد. همچنین می توانید به او یاد دهید که نقاشیهای کارت پستالی درست کند و آنها را به دوستانش هدیه دهد.

17-         به او اجازۀ خرید کردن بدهید. فرزند شما میزانی از پولش را پس انداز می کند تا آنچه را که می خواند تهیه نماید. به او اجازه دهید که با سلیقه خودش خرید کند. اشکالی ندارد بگذارید فرزند شما مرتکب اشتباه شود تا از اشتباه خود درس بگیرد.

18-                      عروسک بازی قدرت تکلم فرزندتان را افزایش می دهد و باعث افزایش اعتماد به نفس در او می شود.

19-         هوش هیجانی یکی از عوامل مهم موفقیت در محیطهای آموزش، حرفه ای و روابط اجتماعی است. هوش هیجانی عبارت است از آگاهی فرد از احساسات خود و دیگران، تشخیص هیجان ها و عواطف مختلف و کنترل و اداره آنها و توانایی همدلی کردن با دیگران.

20-         خودخواهی فرزندتان در سن 4 و 5 سالگی طبیعی است. این خودمحوری به خاطر ناتوانی کودک از لحاظ فکری برای نگاه کردن به جهان به طریقی دیگر است. کودکان در این سن اسباب بازیهای محرک را جاندار تصور می کنند.  تصور کودکان از بارش باران ممکن است اینگونه باشد که یک نفر یک آب پاش بزرگ را خالی می کند. به جای جر و بحث با عقاید کودکان شرایطی را فراهم کنید که خودشان چیزی را تجربه کنند و نحوۀ تفکرشان را در مورد آن تغیید دهند. مثلاً می تونید به کودکان این آگاهی را بدهید که وقتی باران می بارد که ابرها در آسمان وجود داشته باشند.

 

 

 

   


چند نکته کاربردی در مورد تشویق کودکان

پنجشنبه 19 فروردین 1389 نویسنده: izadi |

در گذشته تنبیه از روشهای معمول تربیت کودکان بوده. خدا را شکر که امروزه تنبیه جای خودش را به تشویق داده است.

 شما چگونه فرزندتان را تشویق می کنید؟ شاید با گفتن کلماتی مانند: آفرین، عالی بود و... شاید با دادن جایزه و یا شاید با در آغوش کشیدن فرزندتان. اما بهتر است بدانید که هر عکس العمل مثبتی که در مقابل رفتار کودکتان انجام می دهید باعث نیرومند شدن آن رفتار می شود که در اصطلاح روانشناسی به آن تقویت مثبت می گویند.

گاهی مواقع والدین نداسته یک رفتار نامطلوب را در کودک خود تقویت می کنند. داستان زیر بیانگر همین مطلب است:

"چندی پیش یک گرافیست خوش قریحه مجموعه ای طرح کارتونی برای یک آموزش برنامه ای طراحی کرده بود که به منظور آموزش اصول رفتار ی به خانم های خانه دار برای ایجاد تعامل مناسب با اطرافیان مورد استفاده قرار می گرفت. در این طرحها دو پسر بچه دیده می شوند که یکی دست خالی است و دیگری یک آب نبات چوبی بزرگ به دست دارد. پسر بچه ای که چیزی در دست ندارد از پسر بچۀ دوم می پرسد:

'هی! آن آب نبات را از کجا آوردی؟ '

'مامانم آن را به عنوان جایزه برای گریه کردن به من دارد.'

'منظورت این است که مامانت دوست دارد گریه کنی؟'

'این طور حدس می زنم، چون هر وقت گریه می کنم یک آب نبات چوبی به من می دهد.'

'جان! من هم از این به بعد یک عالم گریه می کنم تا مامانم همیشه بهم آب نبات چوبی بدهد. '(میگر، 1968)"

اگر شما در پی آن هستید که با استفاده از تشویق رفتارهای مطلوب را در کودک خودتان افزایش دهید به نکات زیر توجه کنید:

1-  خانم داوودی به دخترش فاطمه همیشه می گوید اگر دختر خوبی باشی وقتی که برگشتم بهت جایزه می دهم اما هیچوقت به فاطمه نگفته است دختر خوب بودن یعنی چی؟ فاطمه نمی داند چه کارهایی باید انجام دهد و چه کارهایی را نباید انجام دهد تا مادرش به او بگوید دختر خوب. بهتر است که خانم داوودی به دخترش بگوید: اگر اسباب بازی هایت را بعد از بازی کردن جمع کردی بهت جایزه می دهم یا اگر سر و صدا نکردی و از خواهر کوچکت مراقبت کردی امروز که برگشتم یه آبنبات برات می خرم. یا مثلاً آفرین فاطمه جان، مادر بزرگ گفت که امروز غذات را خیلی خوب خوردی.

قبل از هر چیزی باید رفتاری را که می خواهید تشویق شود به طور دقیق مشخص کنید.

2-  جایزه یا فعالیت و یا هر چیز دیگری که ممکن است یک کودک را به فعالیت وا دارد ممکن است در کودک دیگر انگیزه ای برای حرکت ایجاد نکند. بسیار اتفاق افتاده است که ما سعی کرده ایم با استفاده از چیزی که کودک آن را دوست دارد به عنوان تقویت کننده، مطلبی را او آموزش بدهیم و بعد فهمیده ایم که به قدر کافی آن را دوست ندارد که برای بدست آوردنش فعالیت کند(همسلی و کار، 1980، ص 33)

غذاها، نمره، پول، لبخند زدن، توجه کردن، بوسیدن، بغل کردن، اظهارات محبت آمیز، کارت آفرین یا انجام فعالت هایی که کودک دوست دارد (تماشای تلویزیون، بازی و...) همه نوعی تقویت محسوب می شوند.

قبل از هر چیز باید بدانید که کدام یک از این روش ها برای فرزند شما مؤثر است.

3-  تشویق باید بلافاصله پس از انجام رفتار مطلوب از سوی کودک انجام شود.اگر بین رفتار مورد نظر و تشویق فاصله بیفتد، ممکن است در این فاصله رفتارهای دیگری بجز رفتار مورد نظر، از فرد سر بزند در نتیجه هم رفتار مورد نظر و هم سایر رفتارها مود تقویت قرار گیرد.

از آنجا که همیشه امکان تشویق فوری وجود ندارد، شما باید برای پر کردن فاصله از توضیحات کلامی استفاده کنید: مثلاً گفتن پدر به کودک که اگر صبح پس از بیدار شدن اتاقش را مرتب و تمیز کند عصر که به منزل بگردد اسباب بازی دلخواهش را برایش خواهد آورد غالباً مؤثر می آفتد.

4-   برای تشویق کودکتان از روشها و جوایز جدید و متنوع استفاده کنید.

5-   یکی از روشهای تشویق اقتصاد ژتونی است. یعنی در ازای انجام رفتار مورد نظر به کودک ژتونهای پلاستیکی می دهند که قابل معاوضه با چیزهای دیگر است. مثلاً از کارت، ستاره، علامت مثبت.

به عنوان مثال شما می خواهید به کودک خود آموزش دهید که قبل از غذا دست هایش را بشوید. به او می گویید که بعد از هر با شستن دست ها یک علامت ستاره دریافت می کند و در صورتی که 10 ستاره بدست آورد برایش یک دوچرخه می خرید.

6-  در تشویق زیاده روی نکنید. تشویق زیادی کودک را طلبکار و پر توقع می کند؛ و باعث می شود که کودک در مقابل انجام هر کاری انتظار تشویق و جایزه داشته باشد و بدون وجود جایزه و تشویق رغبتی به انجام کاری نداشته باشد. همچنین تمجید بیش از حد باعث غرور می شود.

7-  تصور کنید که می خواهید کاری کنید که دختر شما در املا نمره 20 بگیرد. به او می گویید که اگر خوب درس بخواند و فردا نمره 20 در املا بگیرد فردا عصر برایش کیک مورد علاقه اش را خواهید پخت. اگر کودک شما موفق شد جایزه ای را که قول داده بودید برایش فراهم می کنید. حالا شما می خواهید که کودک شما باز هم نمره 20 بگیرد اما اگر بخواهید در ازای هر 20 به او جایزه بدهید ارزش جایزه و تشویق از بین خواهد رفت. به همین دلیل این بار به او می گویید که اگر دو بار پشت سر هم 20 بگیرد او را به سینما می برید. و دفعه بعد در صورتی که 4 بار پشت سر هم 20 بگیرد به او جایزه خواهید داد.

«با استفاده از کتاب تغییر رفتار و رفتار درمانی نوشته دکتر سیف»

 

 

   


کودکان

سه شنبه 25 اسفند 1388 نویسنده: izadi | نوع مطلب :روش های تربیت کودک ،

در این پست مطلبی از جبران خلیل جبران با عنوان کودکان از کتاب پیامبر آورده شده است. اگرچه چند خطی بیشتر نیست اما بسیار پرمعنا است.

"این کودکان، فرزندان شما نی اند، آنان پسران و دختران اشتیاق حیاتند و هم از برای او. از شما گذر کنند و به دنیا سفر کنند، لیکن از شما نیایند.

همراهی تان کنند، اما از شما نباشند. به آنان عشق خود را توانید داد، اما اندیشه تان را هرگز. که ایشان را افکاری دیگر به سر است، تفکراتی از آن خویشتر. شما جسمشان را مأوایی توانید داد، اما روحشان را نه، که روح آنان ساکن خانه های فرداست و دیدار فردا بر شما میسر نگردد حتی به رؤیاهاتان. شما را شاید تلاشی سخت که همسان آنان شوید اما زهی خیال باطل که ایشان را گونة خویش درآورید.

که زندگانی نه واپس رود و نه در انتظار دیروز درنگ کند. و باری، شما چون کمانید که اولادتان همچون پیکان هایی سرشار زندگی از آن ها رها شوند و به پیش روند.

و تیر انداز، نشانه را در طریقت بی انتها نظاره کند و به نیروی او اندامتان خمیده شود که تیرش تیز بپرد و در دوردست نشیند، پس شادمان می بایدتان خمیدن در دستهای کماندار چون او هم شفیق تیرست که می رود و هم رفیق کمان که می ماند."

   


سه تا شش سالگی

دوشنبه 24 اسفند 1388 نویسنده: izadi | نوع مطلب :سه تا شش سالگی ،

رشد جسمی

با اینکه رشد جسمی کودک در این دوره به سرعت دو سال اول نیست، ولی سرعت فراوانی دارد. یک پسر متوسط در سه سه سالگی حدود 15 کیلو وزن و 95 سانتیمتر قد دارد. دختران سه ساله در این سن، کمی سبک تر و کوتاهتر از پسران هستند.

در این دوره، رشد استخوانها ادامه می یابد و حرکات بدنی برخلاف دو سال اول با مهارت انحام می شود. نسوج غضروفی بتدریج استخوانی می شود و در اندازه، تعداد و سختی استخوانها، تغییرات مهمی به وجود می آید و شکم برآمدگی نشان می دهد؛ ولی در حدود شش سالگی تناسب اندام به اندازه های دوران بزرگسالی شبیه تر می شود.

ماهیچه ها ی بزرگ نسبت به ماهیچه های کوچک رشد یافته تر هستند؛ بنابراین ممکن است کودکان در کارهایی مانند بسن دکمة لباس و بند کفش و فعالیتهایی از این قبیل، مهارت چندانی نداشته باشند. از این رو کودکان این گروه سنی را نباید به کارهای ظریف و دقیق واداشت. وسایلی مانند مدادهای رنگی، قلم مو برای آب رنگ زدن و سایر وسایلی که کودکان از آنها استفاده می کنند، باید به انداره های بزرگ تهیه شود و کار کردن با اشیای کوچک را باید به حداقل ممکن کاهش دارد، چون هماهنگی چشم و دست هنوز کامل نشده است.

کودک در سه سالگی با سهولت و سرعت می دود و بدون کمک دیگران از پله ها بالا می رود. می تواند مدتی سه چرخه سواری کند.

رشد حرکتی

حدود سه سالگی، قدرت به کار گرفتن مؤثر اشیا به وجود می آید. در این هنگام، قدرت تجسم و تخیل کودک بیشتر می شود و دیگر در موقع باز ی کردن با مکعبهای چوبی، مانند دو سالگی آنها را بی هدف به این طرف و آن طرف نمی اندازد، بلکه این قطعات را به شکلهای مختلف روی هم چیده و از آنها خانه و برج می سازد یا با پشت سر هم قرار دادن آنها، قطار درست می کند.

کودک در این سن بسیار فعال و پرجنب و جوش است.

رشد شناختی

با پیشرفت رشد ذهنی کودک، خلاقیت به اوج هود می رسد؛ بنابراین، علاوه بر فعالیتها حسی و حرکتی، پرورش فعالیتهای تخیلی و ذهنی نیز باید مورد توجه قرار گیرد. والدین با مربیان می توانند از طریق بازی، قصه و نقاشی قوة تخیل کودک را پرورش دهند. بعضی کودکان چنان از قوه تخیل خود استفاده می کنند که بین دنیای تخیل و واقعیت فرقی نمی گذارند. برای این کودکان باید راه حلهای عاقلانه ای در نظر گرفت، به شکلی که باعث از بین رفتن قوه تخیل آنان نشود.

در این سنین، ضمن اینکه کودکان را به شنیدن قصه ها تشویق می کنیم و اینکه بتوانند خودشان تصاویر و نقاشیها را تعریف کنند و از تصاویر پیوسته و مرتبط، داستان بسازند، باید اوقاتی را در نظر گرفت که کودک موظف به شرح دقیق آن چیزی باشد که اتفاق افتاده است؛ و البته گرچه قصه گویی بسیار خوب است، ولی گاهی ضرورت دارد که واقعیتها نیز عیناً بیان شود.

رشد گویایی

رشد گویایی در دوره دوم کودکی بسیار سریع است. یک کودک سه ساله حدود 800 تا 1000 کلمه، در چهار سالگی 1500 کلمه، در پنج سالگی حدود 2000 کلمه و در شش سالگی 2500 کلمه را می‌داند و می‌فهمد.

عوامل گوناگونی در رشد گویایی کودک مؤثر اشت که از مهمترین آنها م توان گروه همسالان، رادیو و تلویزیون، کتاب و قصه های کودکان را نام برد؛ ولی قبل از ورود هر عامل دیگر در رشد تکلم کودک، مادر می تواند در رشد گویایی و گسترش آن تأثیر بسیار داشته باشد. مادر باید از تمام اوقاتی که با کودک است استفاده کند و با کودک حرف بزند.

بازی و ارتباط با دیگران در رشد گویایی کودک بسیار مؤثر است.

کودک در این سالها دلباختة داستان و قصه است. اگر قصه ای چندین بار برای او تکرار شود، باز هم به کمال علاقه به آن گوش می دهد و از آن لذت می برد.  

رشد اجتماعی

  در سال سوم زندگی، ارتباط با همسالان تغییر عمده‌ای می‌کند. کودک از این به بعد از تنها بازی کردن یا تماشای بازی دیگران کمتر استقبال می‌کند و بیشتر دوست دارد با کودکان دیگر ارتباط برقرار کند. گروه همسالان نیز همچون خانواده می‌توانند در شکل‌گیری شخصیت کودک موثر باشند. گروه‌های بازی کودکان معمولا کوچک است و چندان سازمان‌یافته نیست و به سرعت تغییر می‌کند.

نزاع بین کودکان بسیار کوتاه است و به سرعت فراموش می شود. دعوای بین کودکان بر سر اسباب بازی هنوز غیر طبیعی نیست و گاهی اجتناب ناپذیر می شود. در این گونه موارد، بهتر است اجازه داده شود که کودکان، خود مسائلشان را حل کنند و اگر بزرگسالان ناچار از مداخله شوند، بهتر است توجه کودک را به چیز دیگری جلب کنند. برای کودکان این گروه سنی، می توان مسأله را با گفتگوی صمیمانه و آرام حل کرد.

رشد استقلال و اعتماد به نفس در کودک

  استقلال وقتی در کودک رشد می‌کند که او در انجام دادن آنچه در توان دارد آزاد باشد. اگر بزرگسالان از کودک بخواهند بیش از توانایی خود بکوشد و اجازه تجربه و آموختن طبیعی را به کودک ندهند، کودک هرگز اعتماد لازم را به دست نخواهد آورد و نسبت به توانایی خود شک خواهد کرد. علاوه بر اینها، کودکان در این سن علاقمند به طرح‌ریزی و مسئولیت‌پذیری و انجام فعالیت‌های اجتماعی هستند.

رشد عاطفی

  کودکان این گروه سنی عواطف خود را به طور آشکار ابراز می‌کنند. بروز ناگهانی خشم و ترس در این گروه عادی است. در این سنین خشم زمانی بیشتر دیده می‌شود که کودک خسته یا گرسنه باشد. یکی از جلوه‌های اساسی رشد عاطفی کودک احساس امنیت در این سنین است. مادر، پدر و سایر افراد خانواده باید طی یک دوره طولانی از مراقبت پایدار و واقعی این نیاز را برآورده کنند.

  احساس امنیت از طریق محبت کردن به کودک و تأثیر او حاصل می‌شود. کودک در صورتی می‌تواند نگرشی مثبت و پایدار نسبت به زندگی داشته باشد که محبت و تأثیر پایداری و یکنواختی از طرف خانواده دریافت کند.

واضح است که کودکان در ابراز عواطف خود تا اندازة زیادی تحت تأثیر بزرگترها واقع می شوند. اینکه آیا کودک از چیزی می ترسد یا با آن به طور طبیعی رو به رو می شود، به مقدار زیادی به واکنشهای بزرگترها در موقعیتهای مختلف بستگی دارد. اگر بزرگسالان ترسهای خاصی دارند باید سعی کنند تا حد امکان در حضور کودکان بر خود مسلط باشند.

منبع: روانشناسی رشد 1 . دکتر سوسن سیف ، پروین کدیور، رضا کرمی، حسین لطف آبادای، انتشارات سمت.

 

 

 

 

 

 

 

   


20 راه ساده برای داشتن کودکی باهوش تر

یکشنبه 23 اسفند 1388 نویسنده: izadi | نوع مطلب :هوش ،

محیط و ژن هر دو در افزایش هوش کودک نقش دارند. از همه مهمتر اینکه کودک از تولد تا 3 سالگی شانس به دست آوردن 30 امتیاز IQ  را دارد. شما می توانید با کمی صبر و حوصله و صرف وقت از کودک خود یک نابغه بسازید.

اگر علاقه مندید که کودک نابغه داشته باشید نکات زیر را رعایت کنید:

1-   توجه به نکاتی که در بخش حاملگی آماده است.

2-   ) تغذیه مناسب را از دوران بارداری شروع كنید: برای بچه‌ها‌، داشتن تغذیه مناسب كاملا ضروری است. مادرها باید رساندن ویتامین‌ها و مواد مغذی لازم به فرزندانشان را حتی پیش از به‌دنیا آمدن آنها شروع كنند. برای اطمینان از اینكه در آینده فرزند باهوش و سالمی خواهید داشت، قبل از هر چیز باید برای فرزندتان یك رژیم غذایی مناسب و كامل در نظر بگیرید. به‌عقیده دكتر كیتلین، اگر چه تكامل مغزی پس از تولد روی می‌دهد و مغز قادر است خود را با تغییرات محیطی سازگار كند، اما تغذیه بد دوران بارداری دارای آثار منفی مشخص و برجسته‌ای است كه می‌تواند در تمام طول زندگی فرزند شما ادامه داشته باشد.

3-   تغذیه با شیر مادر به مدت حداقل یك سال: بسیاری از دانشمندان بر این باورند كه تغذیه شیر مادر در طی سال اول 8 امتیاز IQ برای فرزند شما به‌همراه خواهد داشت. شیرمادر یك نوع چربی بسیار مهم برای عملكرد مغزی دارد. یك خبر خوب برای مادرانی كه قادر نیستند به بچه‌هایشان شیر بدهند آن است كه امروزه سازندگان شیرخشك‌های جدید این نوع چربی را به ساختمان‌ شیر خشك اضافه كرده‌اند.

4-   تحقیقات نشان می دهند که می دهند که فعالیت مغز در هنگام تماشای تلویزیون حتی از هنگامی که در خوابید نیز کمتر است. طبیعت یك سویه و یك طرفه تلویزیون موجب جلوگیری از تشویق كودك به یادگیری و استفاده از مهارت‌های كلامی می‌شود. حداقل تا دو سالگی از مواجهه زیاد کودک با تلویزیون جلوگیری کنید.

5-   تماس چشمی داشته باشید: از کوتاه ترین لحظات وقتی که چشم های نوزاد شما باز است استفاده کنید، مستقیم به آنها نگاه کنید. نوزادان چهره ها را خیلی زود تشخیص می دهند و چهره شما مهمتر از همه است. هر وقت او به شما خیره شد در واقع در حال ساخت حافظه اش است.

6-    اجازه دهید خود را در آیینه ببیند: آیا تا به حال دیده اید که به آیینه خیره شود؟ در ابتدا ممکن است، فکر کند که کودک زیبای دیگری را تماشا می کند. اما او دوست دارد بچه دیگری بسازد و دستهایش را تکان دهد و بخندد.

7-   شصت پایش را قلقلک دهید: یا به آرامی لمس کنید. خنده اولین مرحله برای رشد حس بزله گویی و سرگرم کننده بودن اوست.

8-   او را در آنچه می بینید سهیم کنید: گاهی کودک خود را برای پیاده روی ببرید. آنچه را که م یبینید برای او تعریف کنید. مثلاً بگویید"آن سگ کوچولو، یا درخت های بزرگ راببین" جمله های کامل بریش بگویید و این فرصت را بدهید که شانس ساخت جملات و کلمات بی حدی را داشته باشد.

9-   کودکانه با او حرف بزنید: کودک به گفتار و صدای کودکانه شما، آهنگ مناسب می دهد و آن را با زبان کودکانه خود تنظیم می کند.

10-عملکرد خیلی چیزها را به او نشان بدهید: وقتی اعلام می کنید"الان می خوام لامپ را روشن کنم" قبل زا اینکه کلید برق را بزنید. به او فلت او اثرش را توضیح دهید.

11- کتاب بخوانید: دوباره و دوباره کتاب را بخوانید. دانشمندان فهمیده اند که کودکان حدود هشت ماه و بالاتر می توانند ترتیب لغات را در داستان تشخیص دهند و آنها را یاد بگیرند. بخصوص وقتی که دو یا سه بار خوانده شود، دانشمندان معتقدند که چند بار خواند یک داستان به یادگیری زبان به آنها کمک می کند.

12- با او دالی بازی کنید: مخفی شوید یا جستجوی مضحکی را برای آنکه او بیشتر بخندد انجام دهید، کودک شما یاد می گیرد که بعضی اشیاء و موضوعات ناپدید می شوند و ناگهان ظاهر می شوند.

13- کودکان‌ حتی‌ پیش‌ از آنکه‌ بتوانند صحبت‌ کنند، قادرند بسیاری‌ چیزها ( برای‌ مثال‌ اجسام‌ مختلف‌ و رنگها) را درک‌ کنند. در این‌ سن‌ اگر به‌ او بگویید«عروسک‌ خرسی‌ سفیدت‌ را بیاور»، او دقیقا می‌داند این‌ اسم‌ متعلق‌ به‌ کدام‌ اسباب ‌بازی‌اش‌ است. بنابراین‌ یکی‌ دیگر از وظایف‌ والدین‌ نامگذاری‌ انواع‌ رنگها ، اندازه‌ها و شکلها برای‌ تقویت‌ درک‌ کودک‌ است.
14- دنبال بازی کنید: سراسر خانه را چهار دست و پا با سرعت ها ی متفاوت بروید و در مکانی جالب برای بازی بایستید.

15- داستان های بلند تعریف کنید: یکی از داستان های دلخواهش را انتخاب کنید و بجای اسم شخصیت اصلی نام او را ببرید تا برایش جالب تر شود.

16- همه چیز را بشمرید: مثلاً تعداد بلوک هایی که می تواند روی هم قرار دهد یا تعداد پله های خانه تان، یا انگشت ها دست و پایش را بشمرید. عادت کنید با صدای بلند بشمرید زیرا او خیلی زود در شمردن به شما ملحق می شود.

17- از آنها در کارهایتان کمک بگیرید: بچه های کوچک می توانند در جمع کردن لباس های تیره و روشن به شما کمک کنندپف حتی ممکن است قادر باشند لباس هاس خود را در بین آنها جمع کنند.

18- در باره احساسات روزانه اش با او حرف بزنید: وقت خوانین با او در رختخوابش دراز بکشید و درباره مسائلی که در روز باعث خوشحالی، عصبانیتش، ناراحتیش یا باعث غرور او شده است سوال کنید.

شما کمک می کنید او کارهای یک روز را دوباره تعریف کند و زمان گذشته افعال را یاد بگیرد و در ضمن به احساساتش نام می دهید. این کار باعث پیشگیری از افسردگی می شود.

19- صبحانه یادت نره: نتایج معتبر تحقیقات دقیقی که در دهه 70 میلادی انجام شده نشان داده است که خوردن صبحانه باعث تقویت حافظه، تمرکز و قدرت یادگیری می شود. کودکانی که صبحانه نمی خودند، معمولا زودتر خسته شده و کم طاقت تر و زود رنج تر هستند. این دسته از کودکان نسبت به آنهایی که روز خود را با خودن صبحانه شروع می کنند، از سرعت عمل کمتری برخوردارند. با وحود کمبود وقت و برنامه ای روزانه شلوغ امروزی شاید، کمتر کسی فرصت پیدا کند که هر روز بنشیند و صبحانه مفصلی نوش جان کند. اما کودک خود را حتی فقط با خوردن یک لیوان شیر هم که شده، صبحانه خورده، روانه مهد کودک یا مدرسه کنید تا تمرکز بیشتری داشته باشد.

20-  مداخلات اجتماعی را تقویت كنید: تعیین اینكه یك كودك به چه مقدار مداخله اجتماعی نیاز دارد آسان نیست. ولی یك چیز مسلم است و آن اینكه این موضوع به فرزند شما كمك می‌كند مهارت‌های اجتماعی‌اش را (كه برای زندگی آینده بسیار ضروری هستند) توسعه دهد.

 

 

 

 

 

   


نشانه های هوش

جمعه 21 اسفند 1388 نویسنده: izadi | نوع مطلب :هوش ،

در هر سن نشانه هایی وجود دارد که از طریق آن می توانید بفهمید که آیا فرزندتان مشکل هوشی دارد یا خیر.

1-   اولین نشانه سن گردن گرفتن است. اگر بعد از 6 ماهگی گردن گرفته شود احتمال عقب افتادگی وجود دارد.

2-    راه رفتن: کودک از 8 ماهگی شروع به راه رفتن می کند و تا 2 سالگی وقت دارد که راه رفتن را آغاز کند. در موارد استثنائی از 7 ماهگی هم ممکن است که کودک راه بیفتد. اگر کودک در 8 ماهگی راه بیفتد نمی توان گفت که تیز هوش است اما می توان گفت که مشکل هوشی ندارد.

3-    توانایی تکلم: بعضی از کودکان در 7 ماهگی اولین کلمه را می گویند که البته خیلی محدود است.

منظور از کلمه یک کلمة معنی دار است که آن را به کسی یا چیزی اختصاص دهد.

اولین کلمه ای که کودک بیان می کند کلمه ای است که بیشتر شنیده باشد و بیان آن آسان باشد.

کودک تا 2 سالگی وقت دارد که اولین کلمه را بیان کند.

بعضی از خانواده ها دیرگو هستند و دیر شروع به صحبت کردن می کنند. اگر بچه ای تا 2 سالگی صحبت نکند اما کلمات را بفهمد دیرگوست و تا 5/2 سالگی وقت دارد ولی اگر کلمات را نمی فهمد مشکل ذهنی دارد.

4-   حافظه: حافظه از 2 تا 6 سالگی مد نظر است. آیا کودک می تواند چیزی را حفظ کند؟

5-    یادگیری نام اشیاء مختلف: در سن 2 تا 6 سالگی مطرح است. یکی از مسائل مهم در این سن نام بردم رنگ است. در 6 سالگی اگر کودک نتواند رنگهای اصلی( قرمز، سفید، سیاه،سبز ) را بیان کند احتمال عقب افتادگی در او زیاد است.

6-     مهارتهای خود یاری: در سن 2 تا 6 سالگی مطرح است. مانند غذا خودرن، لباس پوشیدن و... . کودکانی که مادران وسواسی دارند مهارتهای خودیاری را دیرتر آغاز می کنند.خرید های کوچک را انجام دادن و سفره پهن کردن از جمله مهارت های خود یاری است که در سن 6 سالگی کودک می تواند انجام دهد. تنها تفاوتی که در این زمینه وجود دارد تفاوت بین والدین است. بعضی از والدین شرایط را بیشتر فراهم می کنند و بعضی کمتر.

7-    معدل: یکی از ملاک ها برای کودکانی که مدرسه می روند معدل است واینکه این نمرات را چگونه بدست آورده است ( از طریق ارفاق، کمک های اطرافیان، یا تلاش خود فرد).

نمرات در دوره دبستان علی رغم اهمیتی که دارند تنها بیانگر این است که کودک عقب افتاده است یا نه، و نمی توانند بیانگر استعداد و هوش کودک باشند.

در صوتی که دانش آموز برای یک درس وقت بگذارد ولی نمرة پایین بگیرد در حالی که در سایر درسها نمرة خوبی گرفته احتمالاً در آن درس اختلال یادگیری دارد. اگر مشکل هوشی داشته باشد در همة درسها نمرة پایین می گیرد.

 

 

   


روش های تربیت کودک

در این پست خلاصه ای از کتاب روش تربیت کودک بر اساس نظرات دکتر هایم جینات ترجمة گیتی ناصحی آورده شده است.

والدین عزیز، شیوه ای که برای تربیت کودکتان به کار می برید تعیین کنندة شخصیت بعدی اوست. به یاد داشته باشید که از یک روش مناسب نباید بیش از حد استفاده کرد. همچنین بهتر است بدانید که یادگیری هر روش نو، مدت کوتاهی رفتار تصنعی در پی خواهد داشت.

1-  برای سخن گفتن با کودکان زبانی را به کار ببرید که ارزیابی نمی کند. از کلماتی که شخصیب و توانایی بچه را مورد قضاوت قرار می دهد پرهیز کنید. از کلماتی مانند«چلفتی، احمق، بد» و حتی کلماتی مانند«قشنگ، خوب، عالی» نیز دوری کنید، به خاطر اینکه کمکی به کارها نمی کنند. این کلمات راه را بر کودک می بندند. در عوض از واژه هایی استفاده کنید که توصیف می کنند. چیزهایی را که می بینید توصیف کنید. چیزی را که حس می کنید توصیف کنید. به عنوان مثال اگر دخترتان نقاشی را به شما داد و پرسید:«قشنگ است؟» پاسخ بدهید:«من اینجا یک خانه ی بنفش، یک خورشید قرمز، یک آسمان راه راه و یک دنیا گل می بینم.» یا اگر کودک لیوان شیر را روی زمین ریخت بگویید: «می بینم که شیر ریخته است.» سپس یک تکه پارچه یا یک ابر به او بدهید. به این ترتیب از سرزنش کردن پرهیز می کنید.

2-  در رویا چیزی را به کودک بدهید که در واقعیت امکان آن نیست. به عنوان مثال پسر شما در اتومبیل بد خلقی می کند و شما به او توضیح می دهید که همه تشنه ایم و تقصیر شما نیست که در این ترافیک سنگین گیر کرده اید و هیچ راهی برای اینکه توقف کنیم و نوشابه ای بخریم وجود ندارد، گله و شکایت هم کمکی به تند تر رفتن اتومبیل نمی کند. چه بهتر که در چنین موقعیتی بتوانید به پسرتان بگویید: « مثل اینکه خیلی تشنه ای! شرط می بندم دلت می خواهد همین حالا یک سطل آب سیب خنک اینجا بود!»

3-  باید احساسات کودکان را درک کنیم. تا زمانی که کودک احساس درستی نداشته باشد نمی تواند درست فکرد کند؛ و تا زمانی که کودک احساس درستی نداشته باشد نمی تواند درست عمل کند.

به عنوان مثال استفاده از جملاتی مثل «هنوز بچه است، چه می فهمد، چنان وانمود می کند که انگار دنیا به آخر رسیده است.» باعث می شود کودک احساس کند که احساساتش زیاد جدی تلقی نمی شود.

یا مثلاً گفتن جملاتی مانند «هیچ دلیلی برای ناراحتی تو وجود ندارد.»

«سر همچ و پوچ این همه سرو صدار راه انداختی!»

 «این احساس تو دیوانگی است.»

شما در مقام پدر و مادر وظیفه داردید که کمک کنید بچه ها بفهمند احساسات واقعی شان چیست، چرا که برای آنها مفید است بدانند واقعاً چه حس می کنند.

به عنوان مثال: «مثل اینکه آن پازل را به تنهایی درست کردی، خیلی خوشحالی؟نه؟!»

«حتماً ناراحتی که دوستت  به جشن تولدت نیامد.»

همة احساسات بچه ها، حتی آنهایی که بار منفی دارند، بایستی به رسمیت شناخته شوند:

«بازی با اسباب بازی ای که این قدر سخت به کار می افتد بایستی خیلی مأیوس کننده باشد!»

«وقتی عمه جان لپت را نیشگون می گیرد، خیلی ناراحت می شوی؟»

4-  یک ابراز موافقت صمیمانه: « آره می فهمم»، به فرزند شما می فهماند که «تمام احساسات تو، همه اش، برای من مهم است، چه احساسات خوب و چه بد. همة آنها بخشی از تو هستند. احساسات تو، نه مرا می ترساند و نه برایم تعجب آور است.»

5-    اگر کودکی در زمان مشخص، احساسی خاص دارد، در واقع در آن لحظه این احساس برایش واقعیت دارد.

به عنوان مثال هنگامی که به شما می گوید: «ما هیچ وقت هیچ جا نمی ریم، دیگران مرتب مشغول گشت و گذار هستن.» به جای این که بگوییم:«چطور این می تونی این حرف را بزنی؟ مگه همین هفتة پیش نرفتیم باغ وحش؟ مثل اینکه حافظه ات خیلی خرابه.» می توانیم بگوییم: «تا جایی که تو درک کرده ای خانوادة ما به اندازة کافی به مسافرت نمی رود. تو دلت می خواهد ما بیشتر، دسته جمعی به جاهای مختلف برویم. خوشحالم که این را به من گفتی. حالا دیگر می دانم.»

6-  احساسات هر کودک ویژة خود اوست. همان گونه که دو برگ یک درخت عیناً مثل یکدیگر نیستند، احساسات دو کودک نیز عیناً به هم شباهت ندارند، و شما سرانجام باید درک کنید: این احساسات، همان چیزی است که «او» را «او» می کند و نه کس دیگر.

به عنوان مثال درست نیست که بگوییم: «چطور شده که بستنی دوست نداری؟ تو خانواده، تو تنها کسی هستی که بستنی دوست نداره.»

درست است که بگوییم:«برادرت خیلی بستنی دوست دارد، ولی تو اصلاً دوست نداری، تو فالوده را ترجیح می دهی.»

7-    زمانی که احساسات، شناخته و پذیرفته می شوند، کودکان نیز احساسات خود را بهتر درک می کنند.

8-  وقتی والدین احساسات کودکان را می پذیرند و بچه ها نیز یاد می گیرند که احساسات خود را بپذیرند و به آنها احترام بگذارند.

9-  اعتماد کودک به خودش و به ادراکش می تواند او را از بلاها دور نگه دارد و غریزه شناخت خطر را به دست آورد و به احساسات خود اعتماد کند.

10-          اگر کسی از کودکان سوالی پرسید، اجازه بدهید خودش پاسخ بدهد. خیلی مهم است که ودک فرصت داشته باشد سوال های مربوط به خودش را جواب بدهد.

11-          در کارهای بچه های تان دخالت نکنید به عنوان مثال ممکن است برایتان خیلی مشکل باشد که وقتی دخترتان به منزل می آید از او نپرسید«معلمت از انشایت خوشش اومد؟ در بارة آن چی گفت؟ تکلیف ریاضی که من کمکت کردم انجام بدی درست بود؟ لباس جدیدت چقدر بهت می آد. آیا کسی متوجه لباست شد؟» اما لازم است که مقداری خودداری به خرج دهید و فقط بگویید:«سلام عزیزم» و بگذارید هرچه او فکر می کند مهم است تعریف کند.

12-          اجازه بدهید کودکانتان خودشان کارهایشان را انجام بدهند. اجازه دهید با انجام دادن کارهایشان احساس استقلال کنند. مطمئن باشید با انجام دادن کارهای فرزندانتان، چسبیدن به آنها، اداره کردنشان، نظر دادن و راه آنها را معین کردن به آنها لطف نمی کنید بلکه در حق آنها ظلم می کنید.

13-          هیچ کودکی نمی تواند با انتظارات والدینش به مخالفت برخیزد. اگر انتظارات ما پایین هستند، می توان مطمئن بود که توقعات کودک بیز مطابق با آن خواهد بود. پدر یا مادری که می گوید: بچة من هیچ وقت چیزی نمی شود، به احتمال قوی پیش بینی اش به حقیقت خواهد پیوست.

14-          کوشش در راه واداشتن بچه ها به انجام دادن کارهایی که انسان فکر میکند حیاتی هستند ولی آنها آن را غیر لازم تشخیص می دهند، چقدر می تواند انسان را بدعنق کند.

برای این امر شما می توانید از روشی استفاده کنید که با خوش خلقی طرف مقابل را خلع سلاح کنید. حتی زمانی که مجبورید برای یادآوری سیخوبک بزنید، آن را با نرمش انجام دهید:«علی صدای سیفون توالت را نشنیدم» یا: « محمد، مسواک قبل از خواب» یا « بچه ها، من برای شستن ظرف ها کمک لازم دارم.»

می توانید سلیقة بچه ها را دربارة اینکه چه نوع کاری را چه وقت حاضرند انجام دهند از آنها جویا شوید: « می خواهید ظرف ها را قبل از دسر بشویید یا بعد از آن؟» یا « ترجیح می دهید برای شست و شوی از پارچه استفاده کنید یا از اسکاچ؟»

زحمات بچه ها را بیهوده جلوه ندهید، بلکه نکات مثبت کار را کاملاً ارج نهید و بعد کارهای انجام نشده را تذکدر دهید.« خوب زهرا، خیلی باید دستت خسته شده باشه که این ماهی تابه را این طور تمیز کرده ای. فقط یکی دو تا تخم مرغ سمج به کنار آن چسبیده.»

یا می توانید از شوخی استفاده کنید.

15-          والدین نیز انسان اند. اگر شما تمایل به انجام کاری ندارید مجبور نیستید که برخلاف میلتان این کار را انجام دهید. مثلاً اگر خسته اید و فرزندتان از شما تقاضای کیک می کند هیچ ضرورتی ندارد علی رغم احساستان عمل کنید می توانید هنگامی این کار را انجام دهید که حوصله کافی دارید و هیچ لزومی ندارد که برای احساستان دلیل بیاورید.

    پدر و مادر به خودشان، به نیازهای شان، به احساسات شان و حتی به کمبودهایشان نیز   تعهد   دارند.

16-اگر با حرف نتوانستید کاری را پیش ببرید می توانید از عمل استفاده کنید. برای روشن شدن موضوع تجربه یک مادر را بیان می کنم.

« جمعه صبح، سوم نوامبر. چشم هایم را باز می کنم و با خود می اندیشم: آیا امروز بیلی به موقع به سرویس مدرسه می رسد یا باید باز هم با ماشین او را برسانم؟ با وجود اینکه هر روز صبح با همین منوال از خواب بر می خیزم، از قبل پاسخ را می دانم. به احتمال زیاد تا ساعتی دیگر، من در حالی که پالتویم را روی لباس خوابم انداخته ام و هنوز سرم را شانه نزده ام، و در حالی که از ترس اینکه بنزینم تمام شود یا به وسیلة پلیس راهنمایی متوقف شوم قالب تهی می کنم، پست فرمان ماشین خواهم بود.

اول سال تصور می کردم که شاید چیزی در ارتباط با مدرسه رفتن بیلی مرا نارحت می کند. اما وقتی با هم صحبت کردیم، متوجه شدم مسئله ای در بین نیست.او به آموزگاران و درس هایش علاقه داشت و تعداد زیاد رفیق در مدرسه داشت.

یک بار حرف های او را شنیدم و از احساسات خودم برایش گفتم: تا چه اندازه از این نقش جدید نیمه ساعت شماطه- نیمه راننده بدم می آید و چقد ر آرزو می کنم که او برای خود برنامه ای تنظیم کندکه به موقع به اتوبوس برسد.

دو سه روزی پس از آن روز سعی می کرد به موقع برسد، لیکن به زودی خود را در وضعیت سابق یافتم.

« بیلی، ساعت هشت و ربع است. اتو بوس ساعت هشت و نیم حرکت می کند.»

« بیلی، سا عت هشت و بیست دقیقه است و تو هنوز جوراب به پا نداری.»

« بیلی، می خواهی کیف مدرسه ات را ببندم؟ فقط پنج دقیقه وقت داری.»

«بیلی، دیگر می خواهم از دیوار بالا بروم! سا عت هشت و بیست ونه دقیقه است و تو هنوز با اسباب بازی هایت مشغولی!»

«بیلی، اعصابم را خرد کردی! اتوبوس رفت. بپر توی ماشین.»

دکتر جنیات در جلسه قبل گفته به بعضی شرایط نباید اجازه دارد ادامه پیداکنند، چون ادامه آنها برای بچه ها و والدین هر دو مضر است.وقتی این قضیه را شنیدم گفتم این ازهمان شرایط است. نه تنها هر صبح خودم را دیوانه می کنم، بلکه بیلی را هم از نتیجه طبیعی دیر کردنش محروم می دارم. تاخیر او مسئلة من شده نه مسئلة او.

اما هنوز نیمدانستم اگر من بیلی را به مدرسه نبرم، چگونه این کار را خواهد کرد. لزومی ندارد مادر محتاطی باشی تا  بفهمی یک و نیم کیلومتر راه درازی برای یک پسر بچة کوچک است و در سر راه چهارراه های خطرناکی وجود دارد.با شوهرم در این باره مشورت کردم. با حالتی نیمه شو خی گفت: شاید بهتر باشد بار دیگر که دست به این کار زد، او را سوار  یک تاکسی کنی و به مدرسه بفرستی. در ضمن وادارش کنی از پول هفتگی خودش کرایه تاکسی را بپردازد. شاید جک شوخی می کرد، اما از نظرش خوشم آمد.

همان شب به بیلی گفتم که رساندن او به مدرسه برایم بسیار ناخوشایند است و این کار را ادامه نخواهم داد. اگر دوباره بیلی اتوبوسش را از دست بدهد، یک تاکسی خبر می کنم و بار اول کرایه اش ر ا خودم می دهم. او به من گوش داد، اما گمان نمی کنم مطلب راخوب درک کرده باشد. چون که پشت سر هم گفت: باشه، باشه، باشه. و از اتاق بیرون رفت.صبح روز بعد که از خواب برخاستم احساس کردم وزنه ای از دوشم برداشته شده. ساعت 8:29 شد ، ولی حتی سعی نکردم به بیلی هشدار دهم که وقت می گذرد.حدود سافت 8:35 بیلی سرش را از روی کتاب کارتون بلندکرد و متوجه ساعت شد. گفت: ای وای، مامان، اتوبوسم رفت. تو باید مرا برسانی.

آن گاه گفتم: دیروز گفتم که از این به بعد اگر به اتوبوس نرسی، باید با تاکسی بروی. به سمت تلفن رفتم و در حالی که مشغول گرفتن شماره بودم بیلی آستینم را مرتب  می کشید و می گفت: اما من نمی خواهم تنها با تاکسی بروم! گفتم: بله کاملاً متوجه حرفت هستم .

او به شکایت ادامه داد تا زمانی که تاکسی به در خانه رسید. اما بالاخره رفت. و از آن رو به بعد حتی یک بار هم دیر نکرده! در واقع چند روز قبل مرابه عجله کردن وامی داشت و می گفت: مامان هنوز ناهارم را آماده نکرده ای؟ نمی خواهم دوباره سوار اون تاکسی لعنتی بشم.»

والدین گرامی برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید کتاب روش تربیت کودک بر اساس نظرات دکتر هایم جینات، ترجمه گیتی ناصحی را مطالعه کنید.

 

 

 

 

 


 

 


 

 

 

 

 

   


احساس امنیت

در آن احظه ی شگفت انگیز، وقتی مادر برای اولین بار نوزادش را در آغوش می گیرد،نوعی رابطه عاشقانه و مادام العمر میان آن دو برقرار می شود. در گذشته تصور می شود که پیوستگی عاطفی بلافاصله پس از تولد یا چند ساعت پس از آن به وجود می آید. اما در حال حاضر ثابت شده که ارتباط مادر و فرزند چیزی بیش از یک غریزه حمایتی و حفاظتی است و ممکن است ماه ها و سال ها طول بکشد تا به تکامل و عمق برسد.

رابطه و پیوند عاطفی قوی بین مادر و کودک موجب می شود که کودک زودتر و آسان تر به استقلال و تکامل شخصیتی برسد و بهتر در اجتماع ظاهر شود؛ همچنین رابطه عاطفی کودک با مادر و اطرافیان سبب می شود که کودک احساس امنیت کند. شیر دادن مادر باعث رضایت مادر و کودک  و ایجاد احساس امنیت در کودک می شود. کودکانی که رابطه عاطفی شان با والدین قوی است، به خاطر احساس امنیت و آرامشی که در زندگیشان دارند بیشتر به بازی و کنکاش پیرامو ن دنیای اطرافشان می پردازند ونسبت به عقاید و اطلاعات جدید سریعتر و بهتر واکنش نشان می دهند.

مطابق تحقیقات ولف و اسپیتز، در صورتی که کودک به طور مستمر عشق و علاقه مادر را دریافت نکند، حتی واکنشهای بسیار طبیعی عاطفی نیز بموقع بروز نمی کند. برای مثال در فاصله سنی سه تا شش ماهگی، واکنش طبیعی خنده در کودک دیده می شود؛ اما اگر فعالیتها ی مادرانه ناکافی باشد این واکنش طبیعی بروز نیم کند. تحقیقات  نشان می دهد که واکنش کودکان نسبت به توجه ناکافی مادر، به صورت پریدگی رنگ و از دست دادن شادابی طبیعی، تنفس نامنظم و حتی ناراحتیهای معده و روده که منجر به اسهال و استفراغ در کودک می شود ظاهر می گردد. با توجه به این تحقیقات کودک باید دریک دورۀ طولانی، محبت مادرانۀ کافی و واقعی و با ثبات را تجربه کند. تظاهر به رفتار مادرانه کافی نیست. کودک نیاز به دریافت محبت واقعی وعمیق مادر یا جانشین مادر دارد تا بتواند مراحل رشد را به طور طبیعی طی کند یا عشق وعلاقۀ خود را به او ابراز کند.

تماس پوستی مادر با کودکش و تلاقی چشم ها با یکدیگر در ایجاد رابطۀ عاطفی بسیار مؤثرند.

 

 

ارتباط با همسالان

در این مرحله زندگی، مخصوصاً در سال اول، توجه کودکان به همسالان چندان زیاد نیست و کودک بیش از همه به خانواده، مخصوصاً مادر وابسته است. کودک سه ماهه ای که به نزدیک شدن مادر، دستها و پاهایش را به علامت خوشحالی تکان می دهد و لبخند می زند، در حال یادگیری برخوردهای اجتماعی است. او در یک سالگی با آشنایی و برخورد با محیط، روابط گسترده تری را تجربه می کند؛ ولی روابط اجتماعی او با کودکان دیگر با نزاع بر سر اسباب بازی همراه است، زیرا به اسباب بازی بیشتر از همبازی توجه دارد. در حدود هجده ماهگی کم کم توجه کودک به همسالان جلب می شود، ولی هنوز همکاری چشمگیری با آنها ندارد. از حدود ماه بیستم به بعد برای تأثیر متقابل با دیگران تغییراتی در رفتار کودک به وجود می آید.

 

 

   


درباره وبلاگ


آخرین پستها


نویسندگان


صفحات جانبی


نظرسنجی

    نظر شما در رابطه با مطالب این وبلاگ چیست؟





آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :